بعد همینجوری پامو رو گاز فشار میدادم ...نمیخواستم بگم مردم نگاه کنید ببینید چقدر خوب گاز میدمو چقدر بلدمو اینا ها ! طبیعتا صدای ضبط که زیاد باشه این عصب های فشار دادن پدال گاز ماشینتون هم تحریک میشه هی می خواد گاز بده ...یا وقتی به دور برگردونا میرسیدم نگاه نمیکردم ببینم ماشین که داره تو مسیر مستقیم میره حداقل 10 متر باهام فاصله داره یا نه که من لازمه ایست کنم یا نه اگه فاصله اش کمتر از دومتر نبود دورمو میزدم بعد هرکی که بغل دستم بود یه هیییییییمممییی میگفت و چهارتا فحش نثارم میکرد که خاک بر سرت این چه دوری بود تو زدی !! منظورم این نیست که این کارم اشتباه ها! اتفاقا برعکس من به دور زدن های خودم می بالم ..مهارت خاصی می خواد که تو وجود من به شخصه نهفته اس! یه استعداد خدا دادیه و من از این بابت خدا رو شکر می کنم!!

خلاصه داشتم می گفتم همینجوری گاز می دادمو سبقت می گرفتم البته احتیاط هم می کردم هر از گاهی تا اینکه یه روز که رهسپار خونه میشم یه بنده خدای از خدا بیخبری کرمش میگیره میپیچه جلوم و دم به دم ترمز میکنه منم که این حرکات ناشیانرو راسه احد خز و خیلات میبینم و اصلا حوصله ی آسته روندن و پشت کسی افتادن رو ندارم سعی می کنم سبقت بگیرم !خب شاید باورتون نشه با سرعت نزدیک به 30 تا میام از ایینه بغل پشت سرمو نگاه کنم یهو احساس میکنم با یه کوه برخورد کردم...شما نمیدونید لحظه ی تصادف چه لحظه ی سنگینیه!مخصوصا اگه بیخبر باشید و یه دفه بوم!به جرات می گم جزو پر استرس ترین لحظه هاست !( البته بعد از لحظه ای که قراره نمرتون رو تو سایت دانشگاه ببینید و تو رتبه ی دوم قرار میگیره از این لحاظ) )!راننده ی از خدا بیخبر که نمیدونسته وسط خیابون جای پارک کردن نیست پاشو میزنه رو ترمز و وسط خیابون پارک میکنه!!!! و به همین راحتی ماشین له میشه و من میشم مقصر !!!
خلاصه پیاده شدم و شروع کردم به بد و بیراه به پسر که انقدر ندید بدید ی تو آخــــه ؟؟؟؟ ترمز میزنی جلومن همش ؟ امل ؟ از من اصرار از پسره انکار !! منم نه گذاشتم نه برداشتم زنگ زدم به داداشم
ماشین پسره یه چند تا خش برداشت بود و یکم چراغش کج شده بود و دیگه خلاصه یه آقای مهربونیم میاد طرفمو میگیره و به پسره می گه با چشمای خودم دیدم داشتی کرم میریختی! آقا پلیسه هم میاد و تو این هاگیر واگیر که پلیسه میگه کروکیم نمیخواد و اینا و داداشمم قرار بود بیاد پسره می گه من هیچ خسارتی نمی خوامو گازشو میگیره و میره ! داداشمم میرسه کلی فحش و ناسزا که چرا گذاشتی بره ؟ می خواستم حالیش کنم از این به بعد حواسش فقط و فقط به رانندگیش باشه و فبها!
خلاصه تصادف هماناها و کاهش اعتماد به نفس من موقع رانندگی همان !
یعنی اصلا فکر نکنید اونی که امروز واسه یه دور زدن معمولی یه خیابون و بند اورده بود و بیشتر از 20 تا رانندگی نمیکرد و همش پاش رو ترمز بود رانندگی بلد نیست ها ! نه من یه زمانی صدای ضبطو زیاد می کردم و هی میگازیدم ...هی میگازیدم